عصر ایران - فیلم شوالیه تاریکی The Dark Knight ساخته کریستوفر نولان نه فقط یک اثر موفق ابرقهرمانی، بلکه یکی از محبوبترین و اثرگذارترین فیلمهای قرن ۲۱ است.
فیلم در زمان اکران با استقبال بیسابقه تماشاگران روبهرو شد، رکوردهای فروش را شکست و خیلی زود فراتر از ژانر خود دیده شد. برای بسیاری از مخاطبان، این فیلم اولین باری بود که یک اثر ابرقهرمانی را جدی، تاریک و اخلاقمحور تجربه میکردند.
محبوبیت فیلم فقط به هیجان و شخصیت جوکر محدود نمیشود، تماشاگران با پرسشهای اخلاقی و انتخابهای دشوار بتمن ارتباط برقرار کردند. همین ترکیب سرگرمی پرکشش و دغدغه فکری باعث شد فیلم هم در گیشه موفق باشد و هم در حافظه جمعی بماند.
شوالیه تاریکی امروز هم مرتب در فهرستهای «بهترین فیلمهای تاریخ» و رای گیریهای مردمی دیده میشود و برای بسیاری از بینندگان، معیار سنجش فیلمهای ابرقهرمانی بعد از خودش شده است.
به زبان ساده، این فیلم محبوب شد چون هم تماشاگر عام را هیجانزده کرد و هم او را به فکر فرو برد، ترکیبی که به ندرت به این توازن و زیبایی کنار هم قرار میگیرند.
داستان فیلم در شهر گاتهام میگذرد؛ جایی که بتمن بههمراه کمیسر گوردون و دادستانی آرمانگرا به نام هاروی دنت، تلاش میکنند شهر را از دست جنایت سازمان یافته نجات دهند.
اما با ظهور جوکر، یک جنایتکار غیر قابل پیشبینی و بیقانون، همهچیز تغییر میکند. جوکر نه دنبال پول است و نه قدرت، او میخواهد نظم را به هم برند و نشان دهد که هر انسانی، اگر تحت فشار قرار بگیرد، میتواند فروبپاشد.
در این مسیر، بتمن مجبور میشود برای حفظ امنیت شهر، از اصول اخلاقیاش عبور کند و انتخابهایی بکند که بهای سنگینی دارند. فیلم به تدریج از یک داستان ابرقهرمانی فراتر میرود و تبدیل میشود به درامی درباره مسئولیت، اخلاق، آشوب و مرز باریک میان قهرمان و ضدقهرمان.
بازی هیث لجر Heath Ledger در نقش جوکر در این فیلم یکی از ماندگارترین بازیهای تاریخ سینما لقب گرفت، دلیل ماندگاری آن این است که لجر جوکر را به یک «شرّ کارتونی» تقلیل نداد، او شخصیتی ساخت پیچیده، آزاردهنده و عمیقا انسانی که هنوز هم معیار سنجش تمام ضدقهرمانهای بعد از خودش است.
به همین دلیل، بسیاری معتقدند شوالیه تاریکی نهفقط به خاطر داستان یا کارگردانی، بلکه به خاطر این هنرنمایی بازیگری به تاریخ سینما وارد شد.
در کنار همه موفقیتها، جایگاه فیلم با بازی فراموشنشدنی تثبیت شد. لجر برای نقش جوکر جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را دریافت کرد، اما نکته تلخ و تاریخی اینجاست که او چند ماه پیش از اکران فیلم از دنیا رفته بود.
اسکار او پس از مرگ اهدا شد و همین موضوع، تاثیر احساسی و نمادین نقش را دوچندان کرد.
صحنه بازجویی جوکر یکی از سکانسهای ماندگار فیلم است، چون نشان میدهد قدرت واقعی شر، در مشت زدن و ویرانگری ظاهری نیست، در وسوسه کردن اخلاق است و بازی هیث لجر ثابت میکند که نیت یک شخصیت خبیث میتواند از هر انفجار و عمل اکشنی خطرناکتر باشد.
این صحنه تقریبا هیچ اکشنی به معنای متعارف ندارد، اما از بسیاری از صحنههای انفجار و تعقیب و گریز نفسگیرتر است. دو شخصیت روبهروی هم نشستهاند: بتمن و جوکر؛ نظم در برابر آشوب.
از نظر کارگردانی، کریستوفر نولان فضا را از روی عمد خالی و سرد نگه میدارد. نور تند فلورسنت، قابهای بسته و سکون محیط باعث میشود تمام تمرکز روی دیالوگ و بازی بازیگران باشد. دوربین اغلب ثابت است، انگار راه فراری وجود ندارد.
چند دقیقه اول صرف «تماشای واکنشها»ست. جوکر کتک میخورد، اما میخندد. این خندهها تصادفی نیستند، هیث لجر جوکر را طوری بازی میکند که انگار درد، بخشی از بازی است. بدنش شل است، سرش کج میشود، صدا بالا و پایین میرود. او نه قربانی است، نه دیوانه بیمنطق، او کاملا بر خودش آگاه است.
اوج سکانس جایی است که جوکر میخندد و میگوید: «تو منو کامل میکنی.» این جمله معنای اصلی کل فیلم است: این دو بدون هم معنا ندارند. قهرمان و رقیب او به هم وابستهاند.
از نظر مضمون، این سکانس قلب فیلم است. جوکر ثابت میکند که شر، فقط خشونت نیست بلکه آزمون اخلاقی است. بتمن میفهمد زور بازو برای شکست دادن او کافی نیست.
هیث لجر با تغییرات کوچک صدا، نگاههای ناگهانی و زبان بدن نامتعادل، جوکری میسازد که هم ترسناک است، هم خندهدار، هم عمیقاً آزاردهنده. به همین دلیل است که این اجرا هنوز هم یکی از ماندگارترین نقشآفرینیهای تاریخ سینما محسوب میشود.
این صحنه مرجع است چون نشان میدهد سینمای ابرقهرمانی میتواند به یک درام روان شناختی عمیق تبدیل شود؛ جایی که نبرد اصلی نه با مشت، بلکه با ایدههاست.
ویدئوهای بیشتر از «سکانسهای برتر سینمای ایران و جهان» را اینجا ببینید.